۸۸۷۰۰۲۱۵ info@payasan.com
Select Page

از زمانی که فعالیت در حوزه کسب و کار را آغاز کردم، به Seth Godin علاقمند شدم. وی نویسنده‌ای فوق العاده، یک بازاریاب بااستعداد و گرداننده یکی از محبوب ترین وبلاگ‌های جهان است. طی این سال‌ها کتاب‌های مختلف او را مطالعه کردم، مصاحبه‌های مختلف او را گوش کردم و چند باری سخنرانی‌های او را دیدم. هر چند عده زیادی Seth Godin را بزرگترین بازاریاب امریکا می‌دانند اما او در حوزه وبلاگ نویسی چند درس مهم به ما می‌دهد که در این مطلب 10 مورد از این درس‌ها را مرور می‌کنیم.

درس اول: بنویسید، اصلاح کنید، آزمایش کنید، تکرار کنید

روش متعارف برای تولید محتوای وبلاگی تحلیل گرایشات روز، بررسی اقدامات رقبا، توسعه ایده‌های ترکیبی و مهم تر از همه ارائه آنچه مخاطبین می‌خواهند، به آنها است.

Seth هیچ کدام از این کارها را انجام نداده؛ در عوض به مرور زمان یک طرز بیان خاص ایجاد کرده که مردم را جذب می‌کند. او در این سالها یاد گرفته که باید زیاد بنویسد، بررسی کند که چه مطالبی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند و در نهایت با امتحان و اصلاح کردن نوشته‌ها به محتوایی دست پیدا می‌کند که باعث جذب مخاطب می‌شود.

وی این فرایند را به صورت بی پایان تکرار می‌کند که البته کار زمان بری است.

درس دوم: روزی یک بار وبلاگ نویسی کنید

Seth سال گذشته در مصاحبه ای با مجله Ad Age روش خودش برای وبلاگ نویسی را توضیح داد. او هر روز یک بار وبلاگ نویسی می‌کند و هر پست وبلاگی او حاوی اطلاعات و دیدگاه‌هایی درباره دنیای کسب و کار، بهره وری و خلاقیت است.

چنین پست‌هایی می‌توانند از یک پاراگراف تا دو صفحه طول داشته باشند. احتمالاً به نظر شما هم این حجم از وبلاگ نویسی بسیار زیاد است؛ اما چطور می‌توان آن را انجام داد؟

Seth در روز یک مطلب منتشر می‌کند اما در طی روز یک تا پانزده پست وبلاگی می‌نویسد و در صف اولویت قرار می‌دهد. به این ترتیب می‌تواند پست‌های موردپسند خود را با پست‌هایی که چندان مطلوبش نیستند جایگزین کند.

درس سوم: از کامنت و توئیتر دوری کنید

یکی از مهم ترین خصوصیات وبلاگ نویسی مثل Seth Godin بهره وری و مولد بودن او است. اما راز موفقیت او در این زمینه در دو نکته قرار دارد: او اجازه نوشتن کامنت برای پست‌های وبلاگش را به مخاطبین نمی‌دهد و از توئیتر استفاده نمی‌کند.

Seth به این دلیل در استفاده از توئیتر خودداری می‌کند که در انجام این کار ضعیف است. کاربران قوی در توئیتر زمان زیادی را صرف جذب فالوور، تحقیق برای تولید محتوای باکیفیت و تبلیغ دیگران صرف می‌کنند.

به گفته خود Seth از آنجایی که من نمی‌توانم این کار را به خوبی دیگران انجام دهم، پس از انجام آن خودداری می‌کنم.

او به این دلیل به مخاطبین اجازه نوشتن کامنت نمی‌دهد که اطلاع دارد گاهی اوقات این کامنت‌ها تبدیل به یک تله می‌شوند. گاهی اوقات بحث و استدلال‌هایی که درباره یک موضوع خاص شکل می‌گیرند به سرعت تبدیل به یک مارپیچ بی انتها می‌شود و Seth تمایلی ندارد که چنین موضوعاتی منجر به اتلاف وقت و پرت شدن حواس او از موضوعات مهم شود.

خود او تصدیق کرده که کامنت به شما کمک می‌کند تا افکار و ایده‌های خودتان را به صورت شفاف تر بیان کنید. اما چنین کاری برای Seth اتلاف وقت و زمان است یا همانطور که خود او می‌گوید: “نوشتن کامنت باعث می‌شود که شما مشغول و گرفتار شوید در حالیکه در واقعیت هیچ کار خاصی انجام نمی‌دهید. فکر نمی‌کنم که رفتن به سراغ کامنت نویسی انتخاب خوبی باشد.”

درس چهارم: تلویزیون تماشا نکنید و در میتینگ‌ها شرکت نکنید

Georgina Laidlaw از سایت Problogger در مصاحبه ای Seth را یک آدم پربار و موفق نامید و Seth هم دلیل این موفقیت را در این نکته دانست که هیچ وقت تلویزیون تماشا نمی‌کند. در نتیجه به جای اختصاص زمان برای این کار وبلاگ نویسی انجام می‌دهد.

همچنین او اعتراف کرد که هیچ کس در امریکا به اندازه او از نظر ملحق شدن به جلسات و میتینگ‌ها بد عمل نمی‌کند. بعضی افراد ساعت‌ها در جلسه شرکت می‌کنند. اما با خودداری از شرکت در چنین جلساتی می‌توانید به کارهای مفیدتری مشغول شوید.

تصور اینکه کارآفرینی مثل Seth هیچ وقت در یک میتینگ شرکت نکند کار سختی است اما او اخیراً در کتابی به نام Read This Before Our Next Meeting توضیح داده که معمولاً چنین جلساتی توسط سه یا چند نفر برگزار می‌شود تا درباره موضوعاتی که در آن تخصص دارند، به دیگران حمله و از آنها انتقاد کنند.

اما اگر واقعاً به دنبال این هستید که کاری انجام دهید، فقط باید با یک نفر صحبت کنید که به آن گفتگو گفته می‌شود نه میتینگ و جلسه.

Seth گفت در طی روز با آدمهای زیادی صحبت می‌کند و چنین گفتگوهایی را انجام می‌دهد اما مطمئن می‌شود که هر یک از این مکالمات و گفتگوها به دستاوردهای خاصی منتهی می‌شوند.

درس پنجم: اگر محصولی ارائه نکنید، هیچ کار مفیدی انجام ندادید

یکی دیگر از دلایل بهره وری بالای Seth نگرش خاص وی نسبت به ارائه محصول به بازار است، صرف نظر از اینکه این محصول چه چیزی باشد.

به عنوان مثال یک آشپز برای پختن و تولید غذا دستمزد دریافت می‌کند. در نتیجه اگر غذایی پخته نشود، دستمزدی نخواهد گرفت.

این مسئله برای هر شغل دیگری هم صدق می‌کند. اگر محصول یا خدماتی عرضه نکنید، دستمزدی عاید شما نخواهد شد.

همه افراد برای کسب درآمد و گذراندن زندگی ملزم به ارائه محصول یا خدماتی هستند به همین دلیل Seth توصیه می‌کند که سعی کنید این کار را با تلاش و جدیت انجام دهید.

درس ششم: همانطور که صحبت می‌کنید بنویسید

یکی از تاکتیک‌های مشترک من و Seth که بسیاری از وبلاگ نویسان از آن استفاده می‌کنند، نوشتن به روشی شبیه صحبت کردن است.

اهمیت این نکته در آن است که برخی افراد خلاق باور دارند که فقط وقتی موضوع یا ایده ای به آنها الهام شود می‌توانند بنویسند. اما هیچ کس برای صحبت کردن نیاز به الهام ندارد بنابراین اگر همان طور که صحبت می‌کنید بنویسید، نیازی به الهام گرفتن نخواهید داشت.

همانطور که خود Seth می‌گوید، اگر روزی بیدار شدید و نتوانستید حرف بزنید باید حتما به دکتر مراجعه کنید.

نوشتن مثل صحبت کردن باعث می‌شود که متن شما محاوره ای به نظر برسد و اگر افکاری داشته باشید که ارزش به اشتراک گذاشتن را داشته باشند، نوشتن آنها برای شما دشوار نخواهد بود. فقط کافیست آنچه در ذهنتان می‌گذرد را بنویسید.

درس هفتم: توجه و دقت داشته باشید

شاید برای شما هم تعجب آور باشد که افرادی مثل Seth این حجم از ایده را از کجا پیدا می‌کنند. اما راز موفقیت Seth و سایر وبلاگ نویسان موفق توجه کردن است.

برای مثال اگر Seth چیزی ببیند که از نظر او قابل درک نیست، سعی می‌کند دلیل آن را حدس بزند و در نهایت ممکن است این فرایند منتهی به نوشتن یک پست وبلاگی شود.

همین موضوع برای شما هم صدق می‌کند. مثلاً اگر هنگام پیاده روی با شرایطی چالش برانگیز روبرو شدید، سعی کنید آن را حل کنید.

اگر در آن لحظه وقت کافی برای پرداختن به آن موضوع را نداشتید، کافیست روی آن مسئله فکر کنید و بعداً دوباره به دنبال حل آن باشید. در این صورت این احتمال وجود دارد که چند روز بعد دوباره ایده ای درباره آن مسئله به ذهن شما خطور کند.

درس هشتم: از وبلاگ خودتان به عنوان ابزاری جهت ارزیابی ایده‌ها استفاده کنید

یکی از تجربیات مورد علاقه من در زمینه وبلاگ نویسی این است که می‌توانم همیشه ایده‌های خودم را در یک محیط محصور ارائه کنم تا عکس العمل مخاطبین خودم درباره آن موضوع را مشاهده کنم. اگر عکس العمل مثبتی مشاهده شد، آن ایده را دنبال می‌کنم در غیر این صورت یا آن را تغییر می‌دهم و یا کاملاً رها می‌کنم.

این حداقل محصول ماندگار وبلاگ نویسی است.

وبلاگ نویسی حداقل سرمایه گذاری است که می‌توانید برای بررسی مفید بودن یک ایده انجام دهید. Godin هم از این راهکار برای بیان ایده‌های خودش و مشاهده عکس العمل مخاطبین استفاده می‌کند.

درس نهم: به دنبال تولید مطلب و پست باشید نه درآمدزایی

اگر تصور می‌کنید که Seth برای پول در آوردن یا تبلیغ سایر کسب و کارهای خودش از جمله Squidoo وبلاگ نویسی می‌کند، سخت در اشتباه هستید. او با این تصور که سعی دارد از طریق وبلاگ نویسی درآمد کسب کند، سخت مخالفت می‌کند.

البته اگر خود وبلاگ نویسی مثلاً از طریق دریافت هزینه سخنرانی یا قرارداد نوشتن کتاب منجر به درآمدزایی شود، مشکلی نیست اما او باور دارد که وبلاگ نویس باید این کار را فقط به خاطر علاقه انجام دهد و نه پول.

در واقع او باور دارد که وقتی افراد وبلاگ خودشان را مثل قیف فروش یا محصولی که امکان فروش آن وجود دارد در نظر می‌گیرند، دچار مشکل خواهند شد.

چرا؟ در دنیای دیجیتال که ایده‌های فراوانی در آن وجود دارد تولید محصولی (محتوایی) نادر که ارزش صرف هزینه را داشته باشد تقریباً غیرممکن است. به بیان دیگر یک گزارش ویژه 99 دلاری نه ویژه محسوب می‌شود و نه یک گزارش.

او باور دارد که فراگیر بودن و همه جا بودن بهتر از تلاش برای ایجاد حس کمیابی و نادر بودن است.

درس دهم: مشخص کنید چه چیزی به شما انگیزه می دهد تا تمایل ترک کردن رختخوابتان را داشته باشید

همانطور که احتمالاً شما هم حدس زدید Seth اعتقادی به این موضوع ندارد که افراد برای دستیابی به حقوق تمام وقت باید وبلاگ نویسی کنند. اگر با این هدف وبلاگ نویسی می‌کنید، پس علاقه و اشتیاقی نسبت به این کار ندارید و این کار برای شما بیشتر یک شغل محسوب می‌شود.

پس باید از خودتان بپرسید که چه چیزی باعث می‌شود صبح تمایل به بیرون آمدن از رختخواب داشته باشید؟ نسبت به چه چیزی علاقه و اشتیاق زیادی دارید؟

برای اینکه تبدیل به یک وبلاگ نویس موفق شوید اول از همه باید مشخص کنید که نسبت به چه چیزی اشتیاق و علاقه دارید و به گفته Seth باید از خودتان بپرسید که “با چه شدت و نیرویی حاضر به کار هستید؟”

اما برای بهترین شدن در کاری باید ابتدا آن را به گام‌های کوچک تبدیل کنید.

تبدیل شدن به بهترین جراح قلب نوزادان جهان بسیار راحت تر از تبدیل شدن به به مشهورترین دانشمند جهان است. چون علم جراحی قلب نوزادان یک حیطه تخصصی محدود است که با تمرین و تجربه می‌توان در آن مهارت یافت. اما حیطه دوم به اندازه ای وسیع و گسترده است که حتی تخصص پیدا کردن در بخش‌هایی از آن مستلزم صرف زمان زیادی است و حتی شاید ممکن نباشد.

بنابراین اگر می‌خواهید برترین وبلاگ نویس حوزه سئو در جهان شوید، باید روی یکی از حوزه‌های سئو مثل لینک سازی متمرکز شوید.

اگر می‌خواهید برترین کارآفرین جهان باشید، باید صنعتی را انتخاب کنید که امکان ماهر شدن در آن حوزه را داشته باشید مثل کاری که هنری فورد با صنعت خودروسازی انجام داد. او به دنبال بهترین شدن در کل حوزه حمل و نقل نبود بلکه می‌خواست در حوزه اتومبیل و خودرو بهترین باشد و همین کار را انجام داد.

نتیجه گیری

آخرین نکته ای که باید به آن اشاره کنیم این است که برای موفقیت نیاز به یک طرح و برنامه دارید. حتی اگر این برنامه به سادگی نوشتن دو یا سه هدف روی یک کاغذ باشد، در هر صورت شما باید مشخص کنید که می‌خواهید در سال جاری و در آینده به چه جایگاهی برسید.

Seth Godin هم یک شبه تبدیل به یک وبلاگ نویس موفق نشد، بلکه سال‌ها تلاش کرد تا در حوزه کاری که به آن علاقه دارد مهارت پیدا کند و موفق هم شد.

شما چه درس‌های دیگری از موفقیت Seth Godin آموختید؟ لطفاً نظرات و تجربیات خودتان را با ما در میان بگذارید.

 

____________________________________________________________

در صورتی که داخل ایران هستید و قصد خرید آنلاین و اعتباری از سایت های خارجی و فروشگاه های آنلاین خارج از کشور ( از جمله فروشگاه های خارجی اینستاگرام ) را دارید ، میتوانید از خدمات سایت پی آسان در این زمینه استفاده کنید :