۸۸۷۰۰۲۱۵ info@payasan.com
Select Page

یکی از سوالاتی که احتمالا برای تحقیقات خودم در زمینه فناوری بلاکچین حائز اهمیت باشد، این است : در نهایت، کاربردش برای چیست ؟ چرا ما برای هر چیزی به بلاکچین نیاز داریم، چه نوع خدماتی را باید در طرح های شبیه بلاکچین پیاده سازی کرد و چرا به جای صرفا کار کردن برروی سرور های قدیمی، باید خدمات را روی بلاکچین اجرا کرد؟ بلاکچین ها دقیقا چقدر ارزش دارند: آیا واقعا ضروری هستند یا صرفا داشتنشان خوب است؟ و شاید مهمتر از همه، برنامه ی “مخرب” چه چیزی می خواهد باشد؟ در این مطلب چشم انداز هایی از ارزش و اهمیت فناوری بلاکچین به شما ارئه شده است.

(این مطلب ترجمه ای است از Visions, Part 1: The Value of Blockchain Technology نوشته ی by Vitalik Buterin  )

قسمت دوم ( چشم انداز هایی از ارزش و اهمیت فناوری بلاکچین )

قسمت سوم ( چشم انداز هایی از ارزش و اهمیت فناوری بلاکچین )

در طی چند ماه گذشته، من برای فکر کردن به این مسئله وقت زیادی گذاشتم، در مورد آن با توسعه دهندگان رمزنگاری ، شرکت های ریسک پذیر سرمایه گذاری و به ویژه با افرادی که خارج از محدوده‌ی بلاکچین هستند، چه فعالان آزادی های حقوقی، چه افراد حیطه سرمایه گذاری و پرداخت و یا افرادی در هرجای دیگر گفتگو کردم. در این فرایند به نتایج مهم و معناداری رسیدم.

اول، هیچ برنامه‌ی مخربی برای فناوری بلاکچین وجود نخواهد داشت. دلیلش ساده است: اصل سود در دسترس. اگر برنامه خاصی برای بخش قابل توجهی از زیرساخت های جامعه مدرن وجود داشته باشد که فناوری بلاکچین در آن برتر از هرچیز دیگری باشد، مردم واضح در مورد آن صحبت خواهند کرد. شاید این موضوع مثل یک لطیفه اقتصادی قدیمی به نظر برسد که می گفت یک اقتصاددان اسکناس 20 دلاری را روی زمین پیدا کرد و به این نتیجه رسید که باید جعلی باشد در غیراینصورت مردم قبل از من آن را برداشته بودند! اما در مورد این مسئله، اوضاع کاملا متفاوت است: برخلاف اسکناس دلار،  که هزینه های جستجو کم بود و بنابراین حتی اگر احتمال اصل بودنش 0.01% بود، وسوسه برداشتن اسکناس وجود داشت، در اینجا هزینه های جستجو بسیار بالا رفته و عده کثیری از افرادی که انگیزه های میلیارددلاری دارند، تا همین لحظه در حال جستجو هستند . و تا کنون، هیچکس با چنین برنامه ای برخورد نداشته که این چنین دوام بیاورد و بر هرچیزی تسلط داشته باشد.

در حقیقت، یکی از برداشت های کاملا منطقی اینست که نزدیکترین چیزهایی که ما تا کنون به عنوان “برنامه های مخرب” می دانستیم، دقیقا برنامه هایی هستند که انجام شده و  به تکرار خوانده شده اند: مقاومت های سانسوری برای ویکی لیکس وجاده ابریشم.

جاده ی ابریشم، بازار آنلاین ناشناخته دارو (مواد مخدر)، که در اواخر سال 2013 توسط قوه اجرائیه تعطیل شد، طی 2.5 سال فعالیتش بیش از 1 میلیارد دلار فروش داشته و در حالی که سیستم پرداخت هماهنگ برعلیه ویکی لیکس اجرا میشد، کمک های بیت کوین و لیت کوین (اوسط- سکه غیررسمی از انواع مسکوک دیجیتالی بیت کوین) مسئول بخش عمده‌ی درآمد آن بود. در هردو مورد نیاز کاملا واضح بود و پتانسیل مازاد اقتصادی بسیار بالا بود- قبل از بیت کوین، چاره ای جز خرید حضوری دارو و اهدا کردنش به ویکی لیکس از طریق پست نبود، و بنابراین بیت کوین سود انبوه و سهل الوصولی را ایجاد کرد و این فرصت به طور برق آسایی ربوده شد. اکنون با اینکه این مورد کمتر است ولی فرصت های حاشیه ای در فناوری بلاکچین به آن راحتی ربوده نمی شوند.

سود کلی و میانگین

آیا به این معنی است که بلاکچین ها به اوج هدفمندی رسیده اند؟ قطعا اینطور نیست. آنها به عنوان ابزار سودمند برای هر کاربر، در ضرورت و کاربردی بودن به اوج رسیده اند ، اما این با نهایت هدف یکسان نیست. اگرچه جاده ابریشم برای بسیاری از افرادی که از آن استفاده می کردند، لازم بود، حتی در بین جامعه مصرف کننده ی دارو ضرورت کلی نداشت. همانطور که این نویسنده از فهمیدن اینکه چگونه مردم عادی قرار است چنین ارتباطی برقرار کنند، گیج شده است، بیشتر مردم به نوعی “پسرکی” را پیدا کرده اند که می توانند اجناسشان (علف، ماده مخدر) را از او بخرند. به نظر می رسد علاقه به کشیدن علف ابدا ربطی به قابل دسترسی بودنش ندارد. از این رو، در طرحی بزرگ، جاده ابریشم فقط فرصتی برای ارتباط با گروهی شایسته از مردم بود. ویکی لیکس هم مشابه است، گروهی از افراد که به شفافیت شرکتی و دولتی به قدری زیاد اهمیت می دهند تا بتوانند برای حمایت از آن به یک سازمان بحث آفرین که در مقایسه با کل جمعیت جهان خیلی بزرگ هم نیست، کمک مالی کنند. پس چه چیزی مانده است؟ تعداد زیادی از محصولاتی که فروش کمی دارند. با این حساب، انبوهِ محصولات کم فروش به چه معناست؟ توضیحش خیلی سخت است. من می توانم یک لیست از برنامه هایی که شامل این “محصولات کم فروش” می شوند تهیه کنم. اگرچه، بلاکچین ها الزامی نیستند و برای هرکدام مزایای خاص و اساسی ندارند. برای هر کدام از این موارد، یک پشتیبان برای هر دو موضوع “بلاکچین ها بیش از حد مورد توجه بودند، چیزی که اهمیت دارد ارزش پولی بیت کوین است” و “بلاکچین در کل یک فناوری بیهوده است”  می تواند کاملا معقولانه روشی برای پیاده سازی راحت طرح در سرور مرکزی باشد، نظارت بر بلاکچین را با یک قرارداد قانونی جایگزین کند و هر جایگزین دیگری را برای سنتی سازی محصول استفاده کند. و در این مورد، حق کاملا با آنهاست : برای آن موارد خاص، بلاکچین ها الزامی نیستند. و تمام مسئله همین است: این برنامه ها در صدر توزیع نیستند بلکه با ویکی لیکس و جاده ابریشم پیش می روند: اگر بودند، قبل تر اجرا می شدند. در محصولات کم فروش، بلاکچین الزامی نیست: آنها راحت و سهل الوصولند. و به مراتب بهتر از ابزار کار بعدی هستند. و با این حال، از آنجا که این برنامه ها خیلی اساسی تر هستند و می توانند به 100 ها میلیون کاربر منفعت برسانند، سود کل جامعه ( که می توان در قسمت بالایی نمودار مشاهده کرد) بسیار بیشتر است.

شاید بهترین مقایسه با این استدلال پرسیدن سوال فلسفی زیر باشد: برنامه مخرب “منبع آزاد” چیست؟  کاملا واضح و روشن است که منبع آزاد برای جامعه چیز خوبی بوده است و برای میلیون ها بسته نرم افزاری در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد، اما هنوز هم پاسخ دادن به این سوال دشوار است. و دلیلش هم همین است: هیچ برنامه‌ی مخربی وجود ندارد و لیست برنامه های کاربردی بسیار بسیار طولانی است و هر نرم افزار قابل تصوری در آن وجود دارد، با تاکید ویژه بر کتابخانه های سطح پایینی که نهایتا بارها و بارها  توسط میلیون ها نفر آدم و کتابخانه های مهم امنیتی رمزنگاری مورد استفاده مجدد قرار می گیرند.

حالا بلاکچین ها، دوباره معرفی می شوند…. مزایای ویژه بلاکچین ها که به برنامه های کم فروش ارزش می دهد چیست؟ برای شروع، بگذارید توضیحاتم را در مورد اینکه بلاکچین چیست، ارائه دهم:

بلاکچین یک سیستم رایانه ای جادویی است که هرکس می تواند برنامه ها را در آن بارگذاری کند و تا اجرای بعدی خودش از برنامه خارج شود، جایی که وضعیت قبلی و فعلی تمام برنامه ها در معرض دید عموم است و از نظر رمزنگاری مالی، ضمانت امنیتی بسیار محکمی دارد و اجرای برنامه ها دقیقا طبق دستور العملی که بلاکچین مشخص می کند پیش خواهد رفت.

توجه کنید که این تعریف نمی گوید:

  • از اصطلاحات مالی مثل “دفتر کل” ، “پول” یا “معاملات” استفاده کنید، یا اینکه در واقع هر اصطلاحتی مختص موردی خاص می باشد
  • به الگوریتم توافق همگانی اشاره کنید، یا در واقع به خصوصیات فنی نحوه عملکرد بلاکچین اشاره کنید ( به جز این واقعیت که نوعی “رمزنگاری مالی” است، اصطلاحی فنی که تقریبا به معنای “تمرکز زدایی” است، برای اثباتش از کلید عمومی رمزنگاری استفاده می کند و از انگیزه های مالی بهره می برد تا مطمئن شود که این روند ادامه خواهد داشت و طی زمان ثابت بوده و دستخوش تغییر نمی شود.”)
  • برای هرنوع عملکرد تغییر موقعیت، محدودیت قرار دهید.

یک موردی که تعریف خوبی به ما می دهد، توضیح آن کاری است که بلاکچین انجام می دهد، و جوری آن را شرح می دهد که هر توسعه دهنده نرم افزار می تواند به درکی شهودی از ارزش کاری آن برسد. حالا، در عمل، گاهی اوقات زبان برنامه نویسی که برنامه ها با آن اجرا می شوند، بسیار محدود است. می توان زبان بیت کوین را نیازمند دنباله ای از DESTROY COIN دانست: عبارت های “شناسه عبور- txid” ،  “فهرست- index” ،  “سند ورودی-  scriptsig ” به دنبال بخشی از CREATE COIN هستند : عبارات “ارزش- value” ” scriptpubkey- از سند های ورودی زبان script” ، که  scriptpubkey نوعی فرمول ریاض محدود شده است، scriptsig باید ارزشی حاصل شده و متغیر برای فرمول (مثال. {x = 5, y = 7}  حاصل شده ها 2 * x – y = 3 ) داشته باشد ، و  تلاش برای ازبین بردن سکه ای که وجود خارجی ندارد یا از بین بردن سکه ای که  scriptsig معتبری ندارد یا تلاش برای بالا بردن اعتبار سکه ای که نابودش کرده اید، باعث بروز خطا می شود. از طرف دیگر، بقیه زبان های برنامه نویسی می توانند پرمعنا تر باشند. توسعه دهنده نرم افزار باید بسنجد که کدام زبان برنامه نویسی مناسب کارشان است، دقیقا مثل اینکه امروز وظیفه یک توسعه دهنده نرم افزار اینست که بین python ، C++، NodeJS و Malbolge تصمیم بگیرد.

تنها نکته ای که این تعریف به شدت بر آن تاکید دارد اینست که بلاکچین ها قرار نیست هیچ مجموعه قانون خاصی برای دنیا داشته باشند، چه ارزی با سیاست پولی” موجودی ثابت” باشد یا یک ثبت نام با تمدید مهلت 200 روزه یا طراحی خاص بورس غیرمتمرکز یا هرچیز دیگری: درعوض، بلاکچین ها راجع به ایجاد آزادی برای ساخت مکانیسمی نو با یک قانون جدید بسیار سریع و اجرایش هستند. آنها نوعی بارش افکاری لِگو برای ساخت موسسات اقتصادی و اجتماعی هستند.

این هسته اصلی نسخه متعادل موقعیتِ ” این بلاکچین است که هیجان دارد، نه ارز” می باشد که در صنعت اصلی بسیار رایج است: در حیقیت درست این است که بگوییم ارز، برای ساخت بلاکچین های رمزنگاری مالی الزامی است (اگرچه مانند ساختار های اطلاعاتی  بلاکچین، به دنبال الگوی اجماع ذهنی منظومه ای نیست)، اما ارز فقط به عنوان انشعاب مالی برای تشویق مشارکت همگانی، حفظ سپرده ها و پرداخت هزینه های معامله است، نه اینکه به عنوان نقطه اصلی تفکر مجنونانه، علاقه و هیجان مصرف کننده باشد.

پایان قسمت اول

قسمت دوم ( چشم انداز هایی از ارزش و اهمیت فناوری بلاکچین )

قسمت سوم ( چشم انداز هایی از ارزش و اهمیت فناوری بلاکچین )

____________________________________________________________

در صورتی که داخل ایران هستید و قصد خرید آنلاین و اعتباری از سایت های خارجی و فروشگاه های آنلاین خارج از کشور ( از جمله فروشگاه های خارجی اینستاگرام ) را دارید ، میتوانید از خدمات سایت پی آسان در این زمینه استفاده کنید :