بازاریابی چریکی یک مفهوم است که در سال 1984 توسط جی کنراد لوینسون ابداع شد و در کتابش « بازاریابی چریکی : رازی برای به دست آوردن سودهای هنگفت برای کسب و کار کوچک شما » آمد . همان طور که در مدخل ویکی پدیای این عنوان آمده : « بازاریابی چزیکی  از طریق مجموعه ی استراتژی ها و تکنیک هایی که توسط روش های غیرمتعارف انجام می شوند ، و از طریق نبوغ و خلاقیت به اهدافش نزدیک می شود ، به جای این که سرمایه ی عظیمی را در راه فضای تبلیغاتی خرج کند . »

بنابراین ، اقداماتی به عنوان بازاریابی چریکی فهم می شوند که بیشتر به وسیله ی تخیل صورت می‌ پذیرند تا پول ، و طی آن خلاقیت بر بازاریابی سنتی تأثیر می گذارد و بر آن چیره می شود .

این شکل از بازاریابی شامل تمامی موارد گوناگونی است که از عناصر خیابانی مثل چراغ های خیابانی ، پارکینگ ها و یا سطل ها برای خلق تبلیغی که خارج از شکل سنتی است ، استفاده می کند . با گذشت زمان ، صفحات وب ، پوسترها ، ایمیل ها و فلش موب ها نیز همچنین برای خلق این نوع بازاریابی استفاده شده اند که بالاتر از همه ، به نظر می رسد به دنبال متعجب کردن و تزریق شگفتی به کاربران است .

 

  1. بازاریابی چریکی در خط کشی عابر پیاده

اقدامات مربوط به بازاریابی چریکی ، در خط کشی های عابر پیاده ظاهر می شوند . خط هایی که روی زمین کشیده شده اند به شما فضای زیادی برای بازی کردن می دهند ، البته اگر خلاقیت لازم را داشته باشید . برای مثال ، مک دونالد شبیه سازی می کند که که خط های خط کشی ، سیب زمینی سرخ کرده هایی هستند که که از بسته بندی مختص نام تجاری همبرگر مک دونالد بیرون آمده اند .

چیزی که درباره ی این اقدام جالب است این است که ، علاوه بر این که این سیب زمینی ها جزئی از یک خط کشی عابر پیاده ی واقعی اند ، هم زمان تصویر یکی از محصولات شرکت مک دونالد هستند . و علاوه بر آن ، تصویر تایپ حرف M در دیدرس همه ی عابرین پیاده است .

استفاده از یک عنصر بسیار شگفت انگیز و شلوغ در شهرها به پیام شرکت کمک می کند تا خیلی بهتر باعث جذب مشتری بالقوه شود ، چرا که او لزوماً باید از این فضا عبور کند . هر چه مردم بیشتری تبلیغ را ببینند ، برای کمپین بازاریابی بهتر است ، مخصوصاً اگر این تبلیغ راجع به یک اقدام اعتراضی مثل این باشد که یک رنگین کمان در یک خط کشی عابرپیاده در کنار سفارت روسیه در هلسینکی کشیده شده است . با این اقدام آن ها قوانینی را که در سال 2018 علیه همجنس گراها وضع شده به انتقاد می گیرند .

این ژست اعتراض علیه نادیده گرفتن حقوق همجنس گرایان در بسیاری از نقط جهان ، شامل خیابان گرن ویای مادرید و خیابان های نیویورک ، مورد تقلید قرار گرفته است ، این عنصر مهمی در یک کمپین بازاریابی چریکی خوب است : تقلید کردن از آن .

از سوی دیگر ، این عنصر موجود از سوی یک شرکت عرضه ی اداری که از خطوط سفید مثل یک قوطی Tipax استفاده کرده ، به کار گرفته شده ، تا با متن های در حال ناپدید شدن روی جاده بازی کند .

 

  1. استفاده از نیمکت های شهری

پیرو همان منطقی که از خط کشی عابرپیاده بهره می جست ، اقداماتی که بازاریابی چریکی به دنبال انجام آن روی نیمکت های شهری است ، این است که مشتری را در مکان های رایجی که از آن استفاده می کند تحت تأثیر قرار دهد . شرکت کیت کت ( KitKat ) نیمکت های خود را در شکل یک قطعه ی شکلاتی محبوب کرده است . این نام تجاری شیرینی ها از مزایای طراحی مشهورش استفاده کرده ، و در شکل قطعه های شکلاتی ، با استفاده از بسته بندی قرمز محبوبش ، شکل نیمکت ها را عوض کرده است .

به سهم خودش ، شرکت ایکیا ( Ikea ) ، شرکتی که در زمینه ی لوازم خانگی و مبلمان فعالیت می کند ، یک گام فراتر گدتشته و همه ی فضای اطراف یک نیمکت را با کوسن ها ، میزهای قهوه خوری و فرش ها دکور کرده است ، برای این که راحتی محصولات خود را تبلیغ کند . این مثال یکی از بزرگترین امکانات بازاریابی چریکی را درست وسط خیابان نسان مب دهد ، و نشان می دهد که چطور این شرکت ها محصولاتشان را به کاربران نزدیک تر کرده اند . در این مورد نه تنها کاربران از این که می بینند فضای روزمره شان شخصی سازی شده شگفت زده می شوند ، بلکه همچنین ، آن ها از محصولات خاص نام تجاری تبلیغ کننده استفاده می کنند .

 

  1. ایستگاه های اتوبوس

کسی هست که در ایستگاه های اتوبوس تبلیغ ندیده باشد ؟ ایستگاه های اتوبوس به دلایل زیر مکان های بسیار جذابی برای این نوع کمپین های بازاریابی هستند :

  • مردم به صورت معمول حضور پرتعدادی در آن ها دارند .
  • آن ها محل عبور و مرور نیستند ، اما کاربران زمان زیادی را در آن ها می گذرانند و این دلیل آن است که نام تجاری می تواند توجهشان را به خود جلب کند .
  • آن جا عناصری وجود دارد که شما می تواند با آن ها بازی کنید : پناهگاه های اتوبوس ها ، نیمکت ها و …
  • برخی نمونه های کنجکاوانه از این رویکرد این یخچال های کوکاکولا هستند که این فرصت را به کاربرانی که از گرما رنج می برند می دهد تا یک نوشیدنی خنک بنوشند ، یا در موردی عکس آن ، می بینیم که یک شرکت همبرگر به گونه ای ایستگاه را شبیه سازی می کند که انگار یک اجاق است . علاوه بر این ، بسیاری از نام های تجاری از تبلیغات در پناهگاه های ایستگاه های اتوبوس اتستفاده می کنند تا بیشتر در ذهن بمانند . به عنوان مثال ، برای تبلیغ انیمیشن Up ، نه تنها سایه بان برای نمایش پوستر دوبعدی فیلم استفاده شد ، بلکه نقشی اضافی متناسب با مفهوم فیلم نیز داشت ، بالن های واقعی در آن گنجانده شده بودند .

این مثال دیگری از بازاریابی چریکی مؤثر است که در آن می بینیم که آن ها عناصر دو بعدی و سه بعدی را ترکیب کرده اند تا پیام تبلیغاتی را تقویت کنند .